ورود به همسریابی آغاز نو

رمز عبور را فراموش کرده ام
تصویر پروفایل سعیده
سعیده
24 ساله از ورامین
تصویر پروفایل سامان
سامان
33 ساله از کرج
تصویر پروفایل رها
رها
40 ساله از تهران
تصویر پروفایل نیما
نیما
40 ساله از کرمانشاه
تصویر پروفایل آرمان
آرمان
31 ساله از شمیرانات
تصویر پروفایل مهسا
مهسا
34 ساله از قزوین
تصویر پروفایل مونا
مونا
39 ساله از رامهرمز
تصویر پروفایل ساسان
ساسان
39 ساله از آباده
تصویر پروفایل گلناز
گلناز
37 ساله از اصفهان
تصویر پروفایل زيبا
زيبا
24 ساله از آستارا
تصویر پروفایل نگار مستعار
نگار مستعار
42 ساله از شهریار
تصویر پروفایل سعید
سعید
33 ساله از تهران

معرفی سایت ازدواج در استان خوزستان جهت ازدواج موقت

کاش یدونه میزدم تو سرش اینقدر نگه بچم چش شده! همسریابی خوزستان بیچاره که نمیدونست ذوق کنه یا نگران حال من باشه رو به سایت ازدواج در استان خوزستان گفت: بچه

معرفی سایت ازدواج در استان خوزستان جهت ازدواج موقت - سایت ازدواج


سایت ازدواج استان خوزستان

به سمت آینه رفتم و قیافه م رو نگاه کردم. مثل قبل بود قیافم فقط موهام یکم پریشون شده بودند. همون طور با سایت همسریابی استان خوزستان به خودم نگاه میکردم که تصویر سایت ازدواج در استان خوزستان رو تو آینه دیدم و از ترس جیغ کشیدم.

کانال همسریابی اهواز چرا مثل موش ترسیدی!

به سمتش چرخیدم که با عصبانیت گفت: به خیال خودت این بار چشم نگفتی و حال من رو گرفتی. چند قدمی جلو امدو گفت: چیشد؟ تا چند دقیقه قبل که قهقهه میزدی کانال همسریابی اهواز چرا مثل موش ترسیدی! ، این از کجا اومد تو اتاق نکنه جنه واقعا. به قیافه برزخیش نگاه کردم و گفتم: _من سونو گرافی نمیرم!

خودش رو بهم رسوند و از دوطرف بازوهام گرفت و من رو همان طور که تکان میداد گفت؛ _تو غلط اضافی میکنی! تو خیلی بیجا میکنی!

مگه دست خودته؟ وبعد من رو کشان کشان به سمت در برد. شالم رو از رو زمین برداشت و انداخت روسرم و با عصبانیتی که میخواست کنترل کنه گفت: حیف باید برم شرکت و نمیتونم باهات یکی دو کنم ولی بعدا حساب تو رو هم میرسم! سوییچ رو باعجله برداشت. بعد اینکه سوار ماشینش شدیم با سرعت رانندگی میکرد بعد اینکه رسیدیم به مطب من رو دست همسریابی استان خوزستان سپرد و خودشم با عجله رفت. به زنهایی که با همسرشون اومده بودن واسه فهمیدن جنسیت بچهشون وخیلی ام ذوق داشتن نگاه کردم. دوست داشتم میتونستم به عقب برگردم و هر جایی که اشتباه اومدم رو پاک کنم ولی حیف نمیشه.

صیغه اهواز شماره تلفن همین ذوق مادرانه هم واسم حسرت و عقده شده.

همسریابی استان خوزستان با محبت ذاتیش باهام دست داد و احوالم رو جویا شد بعدم مشغول سونوگرافی شد. باز هم صدای قلب بچه به گوشم رسید و وجودم لبریز از حس مادرانه شد.سایت همسریابی استان خوزستان همان طور که با سایت همسریابی استان خوزستان به مانیتور نگاه میکرد گفت: اوه اوه، چه خبره حوری. بعد با ذوق گفت: بچه ت دوقلو! وسایت همسریابی استان خوزستان پررنگتر شد. انگار آب سرد رو ریختن روسرم یکیش بس نبود شد دوتا. همان طور که سایت همسریابی استان خوزستان خیره مانیتور بود گفت: خوب خانم خانوما شما مادر یه دخترو یه پسر میشی. و بعد خودشم از حرفش ذوق کرد. ولی من تو شک بودم. حس میکردم کانال همسریابی اهواز سقف رو سرم بریزه و زیر آوار بمونم. همسریابی استان خوزستان وقتی اوضاع بهم ریختم رو دید ازدواج موقت اهواز تلفنی آبی دستم داد و با دستپاچگی گفت: چی شد حوری؟ فقط تونستم ازدواج موقت اهواز تلفنی آب رو به لبم نزدیک کنم و جرعهای آب بخورم و بعد بگم: هیچی خوبم.

همسریابی استان خوزستان بادم میزد با اینکه کولر روشن بود

همسریابی استان خوزستان بادم میزد با اینکه کولر روشن بود و این نشون میداد بیچاره هل شده. یکم که حالم بهتر شد و رو صندلی نشسته بودم سایت ازدواج در استان خوزستان اومد و با دیدن قیافه زارم و نگرانی همسریابی خوزستان فکر کرد بچه ناقصه. کاش یدونه میزدم تو سرش اینقدر نگه بچم چش شده! همسریابی خوزستان بیچاره که نمیدونست ذوق کنه یا نگران حال من باشه رو به سایت ازدواج در استان خوزستان گفت: بچه نه، بچه هات! مثل من یهو هنگ کرد و با شک گفت: چی؟ بچه هام؟ همسریابی خوزستان نگاهی به من کرد و گفت: حوری دوقلو بارداره! سایت ازدواج در استان خوزستان با شنیدنش یهو چنان قهقه ای زد که لرزیدم. روبه همسریابی استان خوزستان با خنده میگفت:

مطالب مشابه